تبلیغات اینترنتیclose
نامه اداری : نامه‌ای از من به سوی ( ابوالفضل زرویی نصر آباد)
پیچک ( ابوالفضل زرویی نصر آباد)
شعر و ادب طنز پارسی
نامه اداری : نامه‌ای از من به سوی ( ابوالفضل زرویی نصر آباد) ( اشعار کلاسیک طنز, )
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 8 اسفند 1391 توسط سید مجتبی محمدی ساعت 9:57 تعداد بازديد : 792 |

نامه اداری

 

نامه‌ای از من به سوی حضرت عالی
صدر مؤید، وزیر کار، «کمالی»

بعد سلام و دعا و عرض ارادت
بعد تعارف حضور حضرت عالی

گر که بپرسی ز حال بنده ی ناچیز
نیست به جز دوری تو، هیچ ملالی

بنده بی‌کار، شد مصدع اوقات
تا بکند عرض احترامی و حالی

زندگی ما تمام، خواب و خیال است
بس که شنیدیم وعده‌های خیالی

گاه پی کار، رفته‌ام سر جالیز
گاه سوی کشتزار گندم و شالی

پیش مدیر فلان اداره که رفتم
گفت که: «بپا به میز بنده نمالی»

چوب خطم از وفور قرض شده پُر
کیسه‌ام از قرض آن و این شده خالی *

کرد ز جیب کُتم معاینه دکتر
گفت شده مبتلا به ضعف ریالی

در صفحات جراید است که دارد
هی رقم اشتغال، رو به تعالی

نامه نوشتم که تا مگر کند از لطف
حضرت والی، عنایتی به موالی

عبد مذنّب مقیم زاویه ، ملّا
“اول اردیبهشت ماه جلالی”

*بعد التحریر:
رفت گرو،دیگ و تاس و چمچه و چنگال
رخت و لباس و لحاف و پشتی و قالی
قاشق و کفگیر و تشت و سیخ و سه پایه
دیزی و بشقاب و کشک ساب سُفالی!

 

ابوالفضل زرویی نصر آباد

http://aztanz.ir/1857/%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%

 

 



برچسب ها: نامه اداری,
امتياز : 0 | نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت