تبلیغات اینترنتیclose
پاره ترین قسمت دنیا !::کفشهایم کو؟!…(ابوالفضل زرویی نصر آباد) ...
پیچک ( ابوالفضل زرویی نصر آباد)
شعر و ادب طنز پارسی
پاره ترین قسمت دنیا !::کفشهایم کو؟!…(ابوالفضل زرویی نصر آباد) ... ( شعر نو و طنز, )
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 15 فروردين 1392 توسط سید مجتبی محمدی ساعت 10:24 تعداد بازديد : 2018 |

پاره ترین قسمت دنیا !

 

کفشهایم کو؟!…


دم در چیزی نیست.
لنگه کفش من اینجاها بود !

زیر اندیشه این جاکفشی !
مادرم شاید دیشب

کفش خندان مرا
برده باشد به اتاق
که کسی پا نتپاند در آن

***
هیچ جایی اثر از کفشم نیست
نازنین کفش مرا درک کنید

کفش من کفشی بود
کفشستان !

که به اندازه انگشتانم معنی داشت…
پای غمگین من احساس عجیبی دارد

شست پای من از این غصه ورم خواهد کرد
شست پایم به شکاف سر کفش عادت داشت… !

***
نبض جیبم امروز
تندتر می زند از قلب خروسی که در اندوه غروب
کوپن مرغش باطل بشود…

جیب من از غم فقدان هزار و صد و هشتاد و سه چوق
که پی کفش، به کفاش محل خواهد داد.

« خواب در چشم ترش می شکند »
کفش من پاره ترین قسمت این دنیا بود

سیزده سال و چهل روز مرا در پا بود
« یاد باد آنکه نهانش نظری با ما بود »
دوستان ! کفش پریشان مرا کشف کنید!

کفش من می فهمید
که کجا باید رفت،

که کجا باید خندید.
کفش من له می شد گاهی
زیر کفش حسن و جعفر و عباس و علی
توی صفهای دراز.
من در این کله صبح
پی کفشم هستم

تا کنم پای در آن
و به جایی بروم
که به آن« نانوایی» می گویند !
شاید آنجا بتوان
نان صبحانه فرزندان را
توی صف پیدا کرد
باید الان بروم
… اما نه !
کفشهایم نیست !
کفشهایم… کو ؟!

 

ابوالفضل زرویی نصر آباد

 

http://aztanz.ir/1315/%d9%be%d8%a7



برچسب ها: پاره ترین قسمت دنیا !,
امتياز : 0 | نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت